shahriar کاربر جدید وضعيت: آفلاين 21 دي ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 34 امتياز: 20 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: جمعه، 2 بهمن ماه ، 1388 18:55:25 موضوع مطلب:
نمردیمو خنده ی برهانو دیدیم!
قدیم یه عکس ازش دیده بودم گفتم نه باید یه کاری کنه!بهش گفتم برو یه جعبه شیرنی بخر!برو جلو آینه با خودت آشتی کن!
ولی این یکی یه چیز دیگست!
شبیه آنتنیو باندراس می مونه!
داداش من می گم تو یه چیزی می شی میگی نه!
راستی خواستی ازدواج کنی اول با من مشاوره کن بعد!
shahriar کاربر جدید وضعيت: آفلاين 21 دي ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 34 امتياز: 20 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: شنبه، 3 بهمن ماه ، 1388 14:02:00 موضوع مطلب:
برهان تو که منو دیدی!تازه پسندیدی!
من می گم هرچی زود تر قرار عقدو بزاریم می گی نه!
تازه برهان دیروز یاد گرفتم دیگه لازم نیست کشی مارو عقد کنه!خودونم می تونیم هم دیگرو عقد کنیم!